روان شناسی

مهارت زندگی ,تحصیلی,شغلی,زناشویی و...

با بیمار سرطانی چگونه رفتار کنیم؟

بعضی از ما با اطلاع از بستری شدن نزدیکانمان در بیمارستان فورا هدیه‌ای تهیه می‌کنیم و به ملاقات

آنها می‌رویم. اما برخی دیگر از ما حتی از تصور دیدن عزیزان‌مان روی تخت بیمارستان وحشت داریم و

ترجیح می‌دهیم آنها را پس از مرخص شدن در منزل عیادت کنیم. اما اگر بیماری آنها مزمن یا لاعلاج

باشد چه باید کرد؟ آیا واکنش شما کمکی به بیمار برای قبول واقعیت و مبارزه با بیماری خواهد کرد؟

البته کمکی که شما به بیمار می‌کنید همیشه آن چیزی نیست که بیمار واقعا به آن احتیاج دارد …..

برای انتخاب واکنش مناسب در چنین موقعیت‌هایی باید با نیازهای جسمی و روحی بیماران مبتلا به

بیماری لاعلاج آشنا باشید. خانم لوری‌هوپ، نویسنده کتابی است با عنوان «20 نکته‌ای که مبتلایان به سرطان انتظار دارند شما بدانید»

خانم هوپ 5 سال پیش به سرطان ریه مبتلا شد و در ضمن تاکنون مسوول پرستاری از 3 فرد

سرطانی در فامیل خود هم بوده است. این کتاب درواقع بر پایه تجربیات او در مقابله با بیماری سرطان

 هم از دیدگاه فردی مبتلا و هم از دیدگاه نزدیک‌ترین انسان به فرد مبتلا نوشته شده است.

 

 

چند نکته کلیدی از این کتاب در مورد شیوه برخورد با فرد مبتلا به سرطان :

 

 

حرف‌هایی که در ملاقات با بیمار مبتلا به سرطان باید زد :

 

 

وقتی فردی بسیار بدحال یا بسیار وحشت‌زده است، قاعدتا علاقه‌ای به گفتگو در مورد مسایل اجتماعی یا اقتصادی یا سیاسی ندارد؛ مثلا چنین فردی هیچ‌گاه علاقه‌مند به بحث در مورد حمله‌ای تروریستی یا قتلی زنجیره‌ای نیست. اصولا مسایل خیلی معمولی که مورد علاقه فرد بیمار هم باشند بهترین جملاتی هستند که در زمان عیادت استفاده می‌شوند. این مسایل هم برای بیمار جذاب هستند و هم باعث می‌شوند برای مدتی بیماری را از یاد ببرد. در واقع، مهم‌ترین نکته این است که موضوعات مورد علاقه بیمار (و نه موضوعات مطرح روز) در آن زمان مورد بحث قرار بگیرند.

 

 

طرز احوال‌پرسی :

 

 

 

برای احوال‌پرسی از بیمار همیشه باید از همان جمله معمولی «حالت چه‌طوره؟» استفاده شود. حتی ادای این جمله با صدای محزون و بم ؛ کاری غلط است . چون ممکن است بیمار در آن لحظه واقعا احساس خوبی داشته باشد اما همین لحن؛ او را به دنیای بیماری برگرداند. درواقع تکنیک صحیح برقراری ارتباط در چنین موقعیت‌هایی توجه به لحن و نوع جواب بیمار است.

 

 

جملاتی که بیماران مبتلابه سرطان دوست دارند از نزدیکان خود بشنوند :

 

 

« می‌خواهم بدانی که من فقط به خاطر تو اینجا هستم... واقعا دوستت دارم و...» . این جملات شاید خیلی کلیشه‌ای و کتابی یا خیلی ساده و حتی لوس به نظر بیایند اما تحقیق روی بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان نشان داده اینها دقیقا جملاتی هستند که این بیماران نیازمند شنیدن آنها هستند. فرد بیمار ناخودآگاه دنبال علتی می‌گردد که باعث ابتلای او به سرطان شده است، حتی برخی بیماران گمان می‌کنند این بیماری مجازاتی برای گناهانی است که انجام داده‌اند. دقیقا به همین دلیل، استفاده از جملاتی مثل «این بیماری برای هر کسی ممکن است اتفاق بیفتد؛ حتی خود من» می‌تواند کمک‌کننده باشد.   

   

دادن اطلاعات در مورد بیماری با اجازه بیمار :

 

 

گاهی ملاقات‌کنندگان بیمار؛ مقاله یا کتابی در مورد بیماری او مطالعه کرده‌اند یا شاید از قبل اطلاعاتی در مورد این بیماری دارند. این اطلاعات حتی اگر خیلی مفید و به روز هم باشند هرگز نباید بدون اجازه بیمار شروع به صحبت در مورد آنها کرد. درواقع هنگام ارتباط با هر بیماری کسب اجازه یک اصل محسوب می‌شود. این ارتباط ممکن است ملاقات کردن، نصیحت کردن و یا پرسش در مورد آثار بیماری روی فرد باشد.


جملاتی که بیماران مبتلا به سرطان دوست ندارند بشنوند :

 

برای ایجاد اکثر سرطان‌ها زمینه‌هایی لازم است و تحت تاثیر عوامل خاصی بافت سرطانی شروع به رشد می‌کند. این عوامل و زمینه‌ها، فاکتورهای خطر نام دارند. همه بیماران سرطانی به فاکتورهای خطر مربوط به سرطان خود بارها می‌اندیشند و شاید خود را در مورد بعضی از موارد گناهکار بدانند. بنابراین هیچ‌گاه نباید این بیماران را با به خاطر آوردن این موارد سرزنش کرد؛ مثلا یادآوری کار کردن زیاد بیماری یا نداشتن استراحت کافی هیچ کمکی در حل مشکل او نمی‌کند. حتی بحث کردن در مورد شیوه تغذیه فرد یا سیگار کشیدن او هم نادرست است. همه این موارد باعث برگشتن ذهن بیمار به اشتباهات گذشته می‌شوند، در صورتی که هنگام صحبت با بیمار سرطانی همیشه باید حس امید به آینده را در او زنده کرد.


چه کمکی از دست‌مان برمی‌آید؟

 

فرد مبتلا به سرطان در آغاز ذهن بسیار مغشوش و آشفته‌ای دارد. هر فکری اعم از شیوه درمان، عوارض داروها، نوع زندگی آینده، مرگ و بسیاری ترس‌ها و امیدهای دیگر در ذهن او جریان دارد. این فرد حتی در صورت داشتن توانایی فیزیکی لازم برای انجام کارهای شخصی معمولا تک‌تک نیازهای زندگی روزمره خود را مثل قبل به خاطر نمی‌آورد، بنابراین برای کمک کردن به این بیماران نباید منتظر درخواست آنها برای انجام کاری شد بلکه باید هرگونه نیاز به کمک احتمالی را سوال کرد؛ مثل برگرداندن فرزندان بیمار از مدرسه به خانه، کمک به بیمار برای تهیه مایحتاج منزل، آماده کردن غذا، مرتب کردن خانه، خریدن وسایلی خاص یا هرگونه احتیاج قابل پیش‌بینی دیگر.


اهمیت برقراری ارتباط غیرکلامی


نگاه محبت‌آمیز عزیزان فرد بیمار، نوازش و در آغوش کشیدن بیمار همگی آثار مثبتی روی او به جای می‌گذارند. البته در مورد بیمارانی که جراحی‌های سنگینی انجام داده‌اند در آغوش گرفتن باید بسیار با احتیاط انجام شود. حتی ایستادن در اتاق با سکوت کامل برای بیمارانی که بدحال هستند یا جراحی‌های بزرگ داشته‌اند می‌تواند آرام‌بخش باشد.

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 15:47 ] [ ویدا ]

[ ]